ذهن زیبا
فیلم یک ذهن زیبا برای ریاضی خونها و ریاضیدانها جالب است چون در این فیلم زندگی نابغه عصر حاضر رو به چالش می کشد یعنی پروفسور جان نش که جایزه نوبل رو هم برده است.

خلاصه نقدی که پیتر براد شاو در مورد این فیلم نوشته و در روزنامه گاردین هم چاپ شده رو در زیر می تونید بخونید:
دیدگاه ذهن زیبا» نسبت به اسکیزوفرنی، ناخودآگاه بر نظریه disability استفان هاوکینگ، صحّه میگذارد: تا زمانی که نوعی نبوغ و برتری عقلی و ذهنی یا برتری روحی وجود داشته باشد، هیچ مشکلی وجود نخواهد داشت». فیلم، با آغاز خط مشی زندگی نش شروع میشود: مردی جوان خشن، بیظرافت و ناشی اواخر دهه چهل در پرینستون؛ بیگانهای روستایی از ویرجینیای غربی؛ مردی بدخلق، ترشرو و ساده، امّا مُصر در جستجو برای کشف چیزی عمیقاً بدیع و بکر، در حالی که همه اطرافیانش با او بسیار تفاوت دارند.
دستاورد مقاله نش در مورد نظریه بازی»، به طرز مؤثّری، ناقض نظریه منافع شخصی» آدام اسمیت شد. فیلم ران هاوارد، مشتاق به پافشاری و اصرار به این مسئله است که چگونه نظریه نش در فعّالیتها و مناسبات دنیای واقعی، دلالت دارد.
با دعوت نش به عنوان کارمند تازهوارد پنتاگون برای رخنه در رمزهای سرّی روسها توسّط پارچر، (مأمور مخفیای که با او در مورد مدارک و اسنادی از توطئهها و دسیسههای وحشتناکی که تنها به دست او کشف رمز خواهند شد، صحبت میکند)، ابرهای سیاه دیوانگی، شروع به خودنمایی میکنند و در نهایت، کار دکتر نش بیچاره، در میان تمسخر همکاران دانشگاهیاش، به تیمارستان و لباس مخصوص بیماران روانی و الکترودهایی که به شقیقهاش وصل شدهاند، میانجامد... .
دیدگاه فیلم، چندان قطعی و مسلّم نیست. فروپاشی و از کار افتادگی ذهنی نش، استعاره و کنایهای از پارانویای جنگ سرد نیست؛ چرا که هاوارد، فقط علاقهمند به روایت داستانی غیر سیاسی و اقتباسی درباره پیروزی و غلبه بر بیماری و ناتوانی است.
وبلاگ انجمن علمی ریاضی خیام