آمارنامه ۱
"آمار را ول کرده ام؛ آمار ولم نمیکند"
ازبس فغان و ناله من سرداده ام در آسمان
فیشر به تنگ آمد ولی؛ آمار ولم نمی کند
صدتا وسی تا بیش نیست این واحد آمارها
مال من از سیصدگذشت؛ آمار ولم نمی کند
تعداد مشروطی من ازحد گذشت و بازهم
هرچه تقلّا میکنم؛ آمار ولم نمی کند
شمار 10 های من ازکل گروه هم بیشتر
ناپلئون دوران شدم؛ آمار ولم نمی کند
تاس و ورق ابزار من،لهو و لعب شد کارمن
استاد قمّارم ولی؛ آمار ولم نمی کند
هرچند هشت و نه برون آمد زبرگ امتحان
پاسش نمود استاد ما؛ آمار ولم نمی کند
درتور آماری گرفتارم من از 89
ول کرده ام من تور را؛ آمار ولم نمی کند
جانم به لب آمد خدا،امیّدم از دستم برفت
آمار را ول کرده ام؛ آمار ولم نمی کند...
+ نوشته شده در شنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۱ ساعت 11:58 توسط عمران جلالی
|
وبلاگ انجمن علمی ریاضی خیام